سيد محمد باقر برقعى
3226
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
سالها شد صرف باطل عمر و ما * در غم امروز و فردا ماندهايم نامهء عصيان خود را در معاد * مستعد از بهر حاشا ماندهايم همچنان پروانه در سوداى وصل * در دل آتش شكيبا ماندهايم با نياز و ناز در دشت جنون * واله و مجنون ليلا ماندهايم سرو آزاديم و « مردانى » صفت * سرگران و سبزه بر پا ماندهايم تا بگيرد دست ما را لطف دوست * غرقهء بحر تمنّا ماندهايم خورشيد عشق بر بام فلق سپيده قرآن مىخواند * خورشيد به خون طپيده قرآن مىخواند بر بوسهگه رسول زد چوب يزيد * چون ديد سر بريده ، قرآن مىخواند دلشكسته بشكستهدلى شكسته مىخواند نماز * در سلسله دستبسته مىخواند نماز تا قامت دين خم نشود روح نماز * با قامت خم نشسته مىخواند نماز